شاد باشيد!
آهنگ شاد و زيبای کُردی، با صدای خوانندهء فارس و رقص عربی!


پ.ن: اوضاع ما کمی بهتر شده اگر چه اوضاع دنيا گند گند است. شايد فرضت مناسبی نباشد ولی يادمان باشد فرصت کم است برای شادی بودن. شاد باشيد!

Labels:

سال گند
سالی که گند است از بهارش پيداست!

سال 86 آنچنان گند شروع شد و ادامه دارد که مانده ام تا آخرش می خواهـ د/م چه غلطی بکنـ د/م؟!
اين خوک خيکی هم الکی است و خدا هم بی خيال ما!

عجب روزگار گنديست نازنين!

ای کاش امروز فردا بود!

Labels:

رۆژین

روژين خواننده ی کُرد ترکيه
صدای بسيار دلنشينی دارد
چند لینک بجای یک پست!
- ۱۵ نکته برای انرژی بخشیدن به زندگی:
۱. بجای نوشابه و سودا٬ آب بنوشید. ۲. موقع استرس ۱۰ نفس عمیق بکشید و به آن فکر کنید. ۳. روزی نیم ساعت ورزش کنید. ۴ . انگلیسی بخوانید! ...

- ده عادت انسانهای باهوش:
۱. بجای برچسپ زدن به مردم٬ به احساساتشان برچسب می‌زنند. مثلا می‌گویند «من می‌ترسم» نه اینکه «شما مثل آدمهای احمق رانندگی می‌کنید» ۲. انگلیسی بخوانید! ...

- اگر شما هم مثل من مشکل خواب داشته باشيد شايد اين لينک به دردتان بخورد. در مورد من که نه چای بابونه جواب داد٬ نه ماست و دوغ شبانه و نه خستگی! امیدورام به کار شما بیاید. انگلیسی بخوانید! ...

- راستی فکر کردید چرا کسی نمی‌تواند خودش را قلقلک بدهد؟
انگلیسی بخوانید! ...

- و در آخر٬ در خانه انگلیسی بخوانید تا رستگار شوید!
sms
SMS ی از ایران و از دوست فوق‌لیسانس و نه چندان مذهبی‌ام:
"آنان که عــــلی را خـــدا پندارند ... کفرش به کنار، عجب خدایی دارند ... زیباترین عید شیعیان مبارک!"
انگار جدی جدی ایران شیعه تر شده است. ترسم از این است که با حقّ مسلّم اش برود و حال سنّی ها را قبل از صهیونیست ها بگیرد!
محمد در فنلاند

در سال گذشته 132 نوزاد پسر به نام محمد در فنلاند ثبت شده اند! به عبارتی نام محمد بالاتر از نامهای عمومی چون تومی، ياری و ... است. از سال 2000 تا 2006، 724 پسر، محمد نام گرفته اند! راستش من تا حالا در فنلاند ايرانی نديده ام که اسم بچه اش را محمد بگذارد پس معلوم است عرب ها کارشان را بدرستی انجام می دهند! اسم من هم سالهاست که منقرض شده! (خوشبختانه اينجا مرا کادير صدا می کنند که تا حدودی از قادر خوشآيندتر است!)

جالب اينکه در همين فنلاند سکولار متداولترين اسمها مذهبی اند: يوهانی برای پسر و ماريا برای دختر.
يلدا بازی!
ممنون از شيندخت عزيز که مرا هم به بازی راه داد! اين هم از ناگفته های ما:

۱. در سال 75 دچار يک حمله آسمی شديد شدم و در حالت اغما وارد تونل مرگ شدم! در زمان بيهوشی احساس می کردم بسرعت در داخل تونل زمان در حرکتم و فيلم زندگی ام را بر ديوارهای تونل مرور می کنم. احتمالا آخر تونل ...!
۲. در نوجوانی وقتی فیلمنامه همشهری کین را خواندم چون فکر می‌کردم فکر پول٬ انسان را از معنوٓیات دور می‌کند٬ بی‌خیال مال دنیا شدم و همه وقتم را گذاشتم سر شعر و موسیقی و خط این جور چیزها. الآن فکر می‌کنم اینها شاید اندوخته خوبی باشند برای دوران پیری٬ ولی در حال حاضر بشدت دوست دارم ميليونر بشوم!
۳. بعضی می‌گوٓند اسم من باید «آرام» می‌بود. از بس خونسرد و راحتم! البته بعضی‌ها هم عقیده دارند که من با پنبه سر می‌بٌرم!
۴. عاشق شيرينی و شکلات خوبم! احساس می‌کنم یک زندگی شیرین باید مزه‌اش شکلاتی باشد با مغز بادام!
۵. در نوکيا SW test engineer هستم (Memory & Chipset) و آرزو دارم manager بشوم!


فکر نمی کنم از آشناها کسی مانده باشد که دعوتش کنم!
مشکل ما